ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

238

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

ملك افضل شد . ملك افضل از او ديدار كرد و مقدمش را گرامى داشت و از او خواست كه به خدمت وى در آيد . امير اسامه نيز پيشنهادش را پذيرفت و در اين باره سوگند ياد كرد . ملك افضل جريان توطئه بر ضد ملك عادل را چنان كه بايد و شايد براى او روشن ساخت . امير اسامه جزء هواخواهان و ملازمان ملك عادل به شمار مىرفت و براى ملك افضل هم از آن جهة سوگند خورده بود كه مورد اعتماد وى قرار گيرد و از رويدادهاى زير پرده آگاهى يابد . از اين رو ، همين كه از ملك افضل دور شد ، كسى را به نزد ملك عادل فرستاد كه در مصر بود و همه جريان را برايش شرح داد . ملك عادل نيز به پسر خويش كه در دمشق بود پيام فرستاد و دستور داد كه ملك افضل را در صرخد محاصره كند . به فخر الدين اياز چركس ، و ميمون قصرى صاحب بلبيس ، و ساير مملوكان ناصرى هم نامه نگاشت و فرمان داد كه در جنگ با ملك افضل ، با پسرش ملك كامل همراهى و همكارى كنند . ملك افضل ، همين كه اين خبر را شنيد ، در آغاز ماه جمادى - الاول اين سال ، براى ديدن برادر خود ، ملك ظاهر روانه حلب گرديد و در دهم اين ماه به حلب رسيد . ملك ظاهر يكى از سرداران بزرگ خود را پيش عموى خويش ملك عادل فرستاده بود .